فاطمه جانفاطمه جان، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره
آيلا جانآيلا جان، تا این لحظه: 7 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره
آیلین جونمآیلین جونم، تا این لحظه: 2 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره
یاسین جانیاسین جان، تا این لحظه: 7 سال و 9 ماه و 28 روز سن داره
ترلان گلمترلان گلم، تا این لحظه: 2 سال و 6 ماه و 12 روز سن داره
وبلاگ جانوبلاگ جان، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

من و فرشته هام...

«الا بذکر الله تطمئن القلوب»

بارداری تجربه ای جدید و هیجان انگیز در زندگی هر زنی است.از هنگامی که از وجود موجودی نازنین و معصوم در وجودش آگاهی می یابد و به اصطلاح مادر می شود تا هنگامی که پاره تنش را برای نخستین بار در آغوش میکشد و حس لطیف مادر شدن را با همه وجودش احساس ميكند. چه خوب است اگر یادگاری داشته باشیم از این روزهای قشنگ انتظار، امید و هيجان! با اين مقدمه بايد بگم در بعد از ظهر ششمین روز مهرماه، ماه مهرباني و پاكي در سال 1388 برابر با 9 شوال 1430، ساعت 2:45 صدای گريه شادي آفرين دختر عزيزم بیمارستان لولاگر واقع در خيابان خوش تهران را پر از مهر و مهرباني و زیبایی کرد. از خدای بزرگ و منان سپاسگزارم از اینکه ما را لايق داشتن چنين هديه زيبا و پر مهر و عطوفتی دانست. ما نيز به شکرانه بدنیا آمدن دختر نازم و براي سلامتي و نيك نامي او نام فاطمه، زيباترين و مقدسترين نام دنيا را برايش انتخاب كرديم. از بدو تولد دخترم کانون گرم زندگی دو نفره من و همسرم غرق در شادی و سرور شد. ما این وبلاگ را برای ثبت خاطرات شیرین و به یاد ماندنی عزیز دردانه مان راه اندازی کردیم تا وقتی بزرگ شد به او هدیه دهیم و خود ادامه گر آن باشد. خدایا به جان فاطمه ات در همه حال نگهدار فاطمه ما باش! آمین...

در تاریخ 18 اردیبهشت 1393 ساعت 12:25 ظهر بار دیگه رحمت خدا به خونمون جاری شد و خواهر فاطمه؛ آیلا کوچولوی نازم با یک دنیا شور و شوق در بیمارستان کوثر شیراز به دنیا اومد و شادی ما را چندین برابر کرد...خدایا هزاران بار شکرت....

بهار تلخ 1400

سلام بر دخترای قشنگم، فرشته های مهربونم😘 سه ماه از آخرین پستی که اینجا فرستادم میگذره و این مدت دور برمون پر شده از اتفاقات تلخ و شیرین. اتفاقاتی عبرت انگیز، بعضی ناراحت کننده و بسیار تلخ و تامل برانگیز😔....و برخی خوشحال کننده و امید بخش خب از اول تیتر وار بگم... تحویل سال تو خونه بودیم و روز اول فروردین حرکت کردیم سمت شیراز و خونه آقا، تا 6 فروردین که دید بازدیدهامون منحصرا خونه بابا بزرگها بود و خاله صدیقه و دایی مهدی فقط. یکی دو بار هم رفتیم بیرون و گردش اطراف شیراز و همه با رعایت کامل موازین بهداشتی و ... روز 6 برگشتیم خونه و عمو مجتبی و خاله هم اومدن به اصرار یاسین جان...و از روز قبل شیراز در وضعیت قرمز کرونایی قررا ...
5 خرداد 1400

😘😍جشن اسم آیلا قیزیم😍😘

بله جشن داریم😍 اونم جشن نام نویسی😇 در تاریخ 1399/11/15 و همزمان با روز مادر با خوندن نشانه "ل" آیلا جونم تونست به تنهایی اسم قشنگش را بنویسه و به همین بهانه ما فرداش برا دختر گلم جشن گرفتیم و کلیپش را برا خانم معلم مهربون فرستادیم. این عکسها را میذارم تا بمونه به یادگار از روز پنجشنبه 1399/11/16...  چند تا از املاهای آیلا جونیم😘 ...
5 اسفند 1399

ک مثل کیک

الان درس آیلا گلی نشانه ک هست و برا همین ما برای ماندگاری و تثبیتش برنامه پخت کیک با کمک آیلا طلام داشتیم که نتیجه رضایت بخش بود و خیلی شیرین و یه خاطره به یاد ماندنی برای بعدها😍 اینم چند تا عکس از مراحل مختلف کار 😇 بماند به یادگار از ۱۳۹۹/۱۰/۱۵ ...
18 دی 1399

و باز بدون عنوان...

سلام بر همگی، امیدوارم حال همگی خوب و در سلامت کامل باشن و زندگی بر وفق مراد همه... کرونا و حواشی اون و محدودیتها را که فاکتور بگیریم ما هم خوبیم شکر خدا و میگذره...هرچند برخی مشکلات و مشغله ها کما کان هست که امیدوارم خیلی زود تموم بشه😇 این روزها و با اعمال محدودیتهای شدیدتر کرونایی از اول آذر ماه، اکثر اوقات خونه بودیم و یک ماه بیشتره که خونه آقاها نرفتیم. دخترای گلم که کل روز تو خونه و مشغول درس خوندن و بازی و بریز و بپاشن و البته بعضی مواقع هم قر قر و نق نق که خسته شدیم و حوصله مون سر رفته...کاری نمیشه کرد و بخاطر سلامتی خودمون هم شده ناچاریم تحمل کنیم😐... فاطمه هر روز تو برنامه آدوب کانکت به صورت آنلاین کلاس داره و بعضی و...
26 آذر 1399

😍😍عقد خاله ریزه😍😍

سلام فرشته های نازم این روزا حسابی سرمون شلوغه...خاله کوچولومون داره میره خونه بخت آخه😍 به امید خدا فردا ساعت 6 مراسم جشن عقد خاله است که بخاطر وضعیت کرونا خیلی محدود و فقط با حضور فامیل درجه یک عروس و داماد تو خونه آقا جون برگزار میشه، حتی عاقد هم گفته نمیتونه بیاد خونه و احتمالا دو سه نفر با عروس و داماد میرن محضر و اونجا خطبه عقد که جاری شد میان خونه...چون باغ و تالار هم نتونستن بگیرن و همه جا فعلا تعطیل هست...انشاالله که خوشبخت بشن💞 بعدا کاملتر می نویسم...
7 آبان 1399