فاطمه جانفاطمه جان، تا این لحظه: 17 سال و 18 روز سن داره
آيلا جانآيلا جان، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
آیلین جونمآیلین جونم، تا این لحظه: 8 سال و 21 روز سن داره
یاسین جانیاسین جان، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره
ترلان گلمترلان گلم، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره
وبلاگ جانوبلاگ جان، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

من و فرشته هام...

🌸 خوش آمدید! من مامان فاطمه و آیلا هستم. این وبلاگ جایی است پر از خنده، عشق و لحظات شیرین زندگی ما با دخترانمان. 💖

تغییر مدیریتی و چالش‌های تازه

1404/8/25 17:32
نویسنده : مامان پری
145 بازدید
اشتراک گذاری

امروز بعد از دو سال و نیم، مدیر واحدمون تغییر کرد و یکی از همکارای قدیمی مدیر مستقیم ما شد. قبلاً مستقیم کار نکردم باهاشون، پس هنوز نمی‌دونم سبک کارش چطوره… ولی شنیدم که تیم قبلی زیاد راضی نبودن.😐 این یعنی یکم استرس دارم، ولی همزمان حس کنجکاوی هم هست: ببینم چطور کار می‌کنه، چه توقعاتی داره، و چطور با تیم ارتباط برقرار می‌کنه.😇

برای من شرایط کمی حساس‌تره، چون حجم قابل توجهی از کارهای بخش روی دوشم هست. اگر قرار باشه همه چیز درست و به موقع پیش بره، همکاری، اعتماد و همراهی مدیر خیلی مهمه. یه مدیر منطقی و انعطاف‌پذیر می‌تونه مسیر کارها رو هموار کنه، ولی کم‌توجهی یا بی‌اعتمادی می‌تونه همه چیز رو سخت کنه.

یه نکته دیگه هم هست:

می‌خوام مدیر جدید بدونه که نمی‌تونم و نمی‌خوام بعد از ساعت اداری یا روزهای تعطیل برم اداره، جز در موارد اضطراری و مهم که قطعاً همکاری می‌کنم و خودم رو موظف می‌دونم حضور داشته باشم. این حد و مرز برام مهمه؛ هم برای اینکه کار بهتری ارائه بدم، هم اینکه زندگی شخصی‌م رو مدیریت کنم. همچنین انتظار دارم وقتی لازم باشه مرخصی بگیرم، برخوردش منطقی و منصفانه باشه.

البته هنوز روزهای اوله و باید سبک کاری، رفتار و توقعاتش رو بیشتر بشناسم. ولی همین روزهای اول، وقتی با ذهن باز نگاه می‌کنم، می‌فهمم که اعتمادسازی و تعامل درست با مدیر جدید می‌تونه مسیر همکاری رو راحت‌تر و کیفیت کارها رو بهتر کنه. تغییر همیشه یه چالشه، مخصوصاً وقتی حجم کار روی دوشه، اما همین چالش، فرصتیه برای رشد، تجربه و ایجاد رابطه‌ای موثر که هم من، هم تیم، و هم مدیر حس خوبی داشته باشیم. با کمی دقت و آشنایی، می‌تونم ببینم این فصل تازه چه فرصت‌ها و چه درس‌هایی برام داره.

و شاید در نهایت، وقتی همه چیز جا بیفته، متوجه بشیم که یک شروع تازه، حتی با کمی استرس اولش، می‌تونه مسیر کاری رو شیرین‌تر و کارها رو قابل کنترل‌تر کنه.🙏

خدایا،
کمکم کن با مدیر جدید تعامل خوبی داشته باشم،🙏
کارها درست پیش بره، اعتماد و همکاری بینمون برقرار باشه،💐
و من صبور و هوشیار باشم تا بهترین کارم رو انجام بدم.😍 الهی آمین! 🙏

پ.ن. 

این تجربه و این افکار رو نوشتم در حالی که تو مطب دکتر منتظر ادامه کار ایمپلنت بودم؛ زندگی هم همینه، بین انتظارها و کارها می‌گذره و هر روز یه فرصت تازه برای تجربه و یادگیریه.😇

پسندها (10)

نظرات (7)

مامانیمامانی
26 آبان 04 11:04
موفق باشین
هلیاهلیا
26 آبان 04 11:07
💐
مامان آیلینمامان آیلین
26 آبان 04 11:09
به سلامتی..انشاالله که بهترین براتون رقم بخوره
مامان جونیمامان جونی
28 آبان 04 21:49
👌 با آرزوی موفقیت 
مامان و بابامامان و بابا
5 آذر 04 14:02
😐
مامان منتظرمامان منتظر
5 آذر 04 14:06
😘
مامان جونیمامان جونی
10 آذر 04 14:32
موفق باشید