فاطمه جانفاطمه جان، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره
آيلا جانآيلا جان، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره
آیلین جونمآیلین جونم، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره
یاسین جانیاسین جان، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 11 روز سن داره
ترلان گلمترلان گلم، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 25 روز سن داره
وبلاگ جانوبلاگ جان، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره

من و فرشته هام...

🌸 خوش آمدید! من مامان فاطمه و آیلا هستم. این وبلاگ جایی است پر از خنده، عشق و لحظات شیرین زندگی ما با دخترانمان. 💖

سایه آشوب، نور رمضان؛ ایران خانه ای که باید آرام بماند...

1404/12/2 9:58
نویسنده : مامان پری
165 بازدید
اشتراک گذاری

امروز دوم اسفند و سومین روز ماه رمضان است… ما روزه‌ ایم. لب‌ها تشنه‌ اند، اما دل‌ها بیشتر از همیشه به آرامش محتاج‏ند. رمضان آمده با نورش، با دعوتش به صبر، به مهربانی، به فروبردن خشم‌ها… اما هنوز سایه‌ی آن روزهای پر التهاب از روی شهرها کاملاً کنار نرفته است.
یک ماه و نیم از اتفاقات اخیر گذشته؛ از روزهایی که اعتراض‌ ها به اغتشاش کشیده شد، خیابانها ناآرام شدند، دلها لرزید، و حس ناامنی مثل ابری سنگین روی شهرها نشست. خسارتها، داغها، اشکها…چه از مردم عادی، چه از مدافعان امنیت— همه زخمی شدند، و این زخم‌ها با گذشت چند هفته به‌سادگی فراموش نمی شوند.😔
فاطمه و آیلا عزیزم… آن روزها دوست نداشتم از ناراحتی بنویسم. دلم می‌ خواست سکوت کنم، فقط دعا کنم و بگذرم. اما نوشتم…تا شما بدانید امنیت چقدر مهم است. تا بفهمید آرامشی که شاید ساده از کنارش عبور می‌ کنیم، گاهی بهای بسیار سنگینی دارد. هشت ماه پیش جنگ دوازده‌ روزه اسرائیل علیه ایران را پشت سر گذاشتیم؛ و حالا بعضی‌ ها می‌ گویند اتفاقات اخیر انگار سیزدهمین روز همان جنگ بود...جنگی نه فقط با سلاح، بلکه با ترس، التهاب و ناامنی در دل شهرها. و این روزها، بعد از مدت‌ها بی‌خبری و قطعیِ ارتباط، بالاخره از طریق برنامه «میت» تونستم تصویری با خاله‌ ریزه حرف بزنم…😍
خاله هزاران کیلومتر دورتر از ماست، اما دلش اینجاست؛ نگران این روزهای ایران، نگران ما. چهره‌اش پشت صفحه موبایل بود، اما اضطرابش واقعی بود. نگاهش می‌گفت خبرها را دنبال کرده، دلش هزار بار لرزیده، و هر بار زیر لب دعا کرده برای امنیت ما. شاید بخش زیادی از این خاطرات را برای او می‌نویسم…برای اینکه بداند ما ایستاده‌ایم، برای اینکه خیالش کمی آسوده‌تر شود، برای اینکه بداند در دل این سایه‌ها هنوز نور هست.😇😍
خاله جان، اگر این سطرها را می‌خوانی، نگران نباش… ما هنوز کنار همیم، ما هنوز امید داریم، و رمضان با نورش آرام‌آرام دل‌ها را آرام‌تر می‌کند.👏💐
دخترانم… رمضان ماه مهار نفس است، ماه خاموش کردن آتش‌ها، ماه بازگشت به آرامش. 😍

در این روزهای روزه‌داری، بیشتر از همیشه به ارزش امنیت فکر می‌کنم؛ به شب‌هایی که بی‌دغدغه می‌خوابیم، به صدای آرام شهر، به سقفی که هنوز بالای سرمان هست. می‌خواهم یاد بگیرید . قدر آرامش را بدانید، قدر امنیت را، قدر این خانه به نام ایران را. مطالبه‌گر باشید، اما مهربان؛ آگاه باشید، اما منصف؛ دل‌سوز باشید، اما اهل تخریب نه. امروز، در حال روزه، دعا می‌کنم برای آرامش و صبر دل‌های داغ‌دار، برای خانواده‌هایی که عزیز از دست داده‌اند، برای ترمیم زخم‌ها، و برای آینده‌ای روشن‌تر برای شما👏😘 برای فاطمه و آیلا.
رمضان نور است… امیدوارم این نور، سایه آشوب را از دل ایران کنار بزند. برای امروز، و برای فردای شما. 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)