😍یلدای 1404؛ ساده، صمیمی و پر از شکر گزاری😍
یلدای امسال هم از راه رسید؛ بیسر و صدا، بی تکلف و شبیه خیلی از شب های این روزهامون. بابایی طبق معمول سر برنامه بود و نتونست کنارمون باشه. زندایی هم بخاطر کار و اینکه شهر دیگهای بود، نتونست بیاد. ما موندیم و خونه ای که قرار بود گرم بشه به بودن همدیگه. دایی حاجی و بچهها اومدن خونه مون و جمعمون با همون حضورهای ساده گرم شد. دور هم نشستیم، بی تشریفات و بی ادعا. میوه و آجیل به اندازه، خندهها از دل، حرف ها خودمونی. بچه ها با شور و هیجان خودشون فضا رو شلوغ و زنده کرده بودن و ما بزرگ ترها غرق گپ و خاطره شدیم. نه فال حافظی با تشریفات خاص داشتیم و نه برنامه ای از پیش چیده شده و نه سفره آنچنانی، اما دلهامون گرم بود و همین برای یک یلدای خوب کافی بود....



یلدای امسال بیشتر از هر چیزی بهم یادآوری کرد که مهمترین بخش این شب، با هم بودنه، نه اینکه کی هست و کی نیست. و خوشبختی یعنی همین دلخوشی های کوچک، یعنی سلامتی، آرامش و دور هم بودن...
شکر گزارم برای همین دورهمی های ساده، برای سلامتی، برای لحظه هایی که شاید خیلی معمولی به نظر بیان، اما بعدها می شن خاطره های قشنگی که دلمون براشون تنگ میشه. یلدای امسال ساده بود… اما صمیمی، گرم و پر از شکرگزاری. 🍉😍



خدایا، شکر برای همین باهم بودن های ساده، برای سقفی که بالای سرمونه، برای سلامتی، برای دل هایی که هنوز کنار هم گرم میشن.😇

آرزو میکنم شب هامون همیشه به روشنی امید باشه، دل هامون به هم نزدیک تر، و روزهامون پر از آرامش.
یلدا تموم می شه، اما کاش این گرما تو زندگی هامون موندگار باشه.😍👏








😍یلدای 1404؛ ساده، صمیمی و پر از شکر گزاری😍 






