فاطمه جانفاطمه جان، تا این لحظه: 17 سال و 18 روز سن داره
آيلا جانآيلا جان، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
آیلین جونمآیلین جونم، تا این لحظه: 8 سال و 21 روز سن داره
یاسین جانیاسین جان، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره
ترلان گلمترلان گلم، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره
وبلاگ جانوبلاگ جان، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

من و فرشته هام...

🌸 خوش آمدید! من مامان فاطمه و آیلا هستم. این وبلاگ جایی است پر از خنده، عشق و لحظات شیرین زندگی ما با دخترانمان. 💖

بیماری مامان ..ادامه...

1403/1/14 10:37
نویسنده : مامان پری
432 بازدید
اشتراک گذاری

روزهای سخت، ایمانِ آرام: تجربه‌ی بیماری مادرم

چند روز بیشتر از ترخیص مامان از بیمارستان مسلمین نگذشته بود که دوباره حالش بد شد... تب و لرزهای شدید، بی‌حالی، و دردی عمیق در کمر و پهلو که انگار از جانش می‌جوشید. این‌بار، پیش دکتر داورپناه رفتیم. بعد از معاینه، با لحنی آرام ولی جدی گفت: «باید فوراً بستری بشن... این‌بار در بیمارستان نمازی، چون درمانش طولانیه و باید کامل انجام بشه.» دکتر توضیح داد که روند درمان عفونت حداقل یک ماه زمان می‌برد و دستور سونوگرافی و بن‌اسکن جدید داد.
نتیجه‌ی سونو اما غافلگیرکننده بود؛ توده‌ای به اندازه‌ی دو تا سه سانتی‌متر در کلیه‌ی راست مامان دیده شد. قبلاً تصور می‌کردند سنگ است، اما این‌بار گفتند نه... توده است، و باید عمل شود تا نمونه برای پاتولوژی برود. 
گفتند احتمال بدخیمی هم وجود دارد، و نمونه‌برداری ریسک بالایی دارد، چون ممکن است باعث پخش سلول‌ها در بدن شود. بعد از تشکیل کمیسیون پزشکی، دکتر عفونی اجازه‌ی عمل نداد و گفت: «اول باید عفونت کاملاً برطرف بشه، بعد عمل انجام می‌دیم.» مامان خودش از جزئیات باخبر نیست. به او گفتیم فقط «یه عمل کوچیک برای برداشتن یه کیست ساده» است. نگاهش آرام است، با لبخندی که همیشه از ایمانش می‌آید. (یا مَنِ اسمهُ دَواء و ذکرُه شفاء)

روزهای بستری

از 14 اسفند، مامان دوباره در بیمارستان نمازی بستری شد. به خاطر شلوغی زیاد، در ابتدا در بخش اورژانس (قسمت حاد یک) بستری‌اش کردند. قسمت حاد یک به نسبت حاد دو که قبلا بستری شده بود شرایط کمی بهتر بود ولی همچنان شلوغ و باید منتظر خالی شدن تخت تو بخش بودن. شرایط آنجا سخت بود، اما خودش می‌گفت: «همین‌که دارم درمان می‌شم، خدا رو شکر.» بعد از پنج روز، و کلی پیگیری بالاخره بخش عمومی یه تخت خالی شد و او را منتقل کردند. الان یک ماه گذشته و هنوز بخش داخلی تخت خالی ندارد، اما مامان با صبر و لبخندش همه را شگفت‌زده کرده. 

حال و احوال این روزها

خدا را شکر، درد کمرش کمتر شده و عفونت خون هم کاملاً درمان شده. اما هنوز عفونت کلیه و مهره‌های کمر در آزمایش‌ها مثبت است، و پزشکان گفته‌اند باید چند روز دیگر هم بستری بماند تا مطمئن شوند. بی‌اشتهایی اما همچنان ادامه دارد...مامان میل به خوردن هیچ غذایی ندارد. در طول روز شاید با اصرار ما دو سه قاشق غذا یا کمی آش بخورد. آب هم به زور دو لیوان در روز... و من هر بار نگاهش می‌کنم، دلم هزار تکه می‌شود.

خدا را شکر، دایی‌جان که ده روز همراه و هم‌اتاقش بود، دیروز مرخص شد و به خانه برگشت. امیدوارم نوبتِ مامان هم خیلی زود برسد...

این روزها بیش از همیشه، دعا ورد زبانم شده. هر لحظه، کنار تختش، آرام در دل می‌گویم: «خدایا، تو خودت شفا بده... به حق این روزها و شب‌های عزیز.» تو قادر مطلقی، ای مهربان‌ترین. برای تو هیچ غیرممکنی وجود ندارد. فقط یک گوشه‌ی چشمت کافی‌ست، که نوری از رحمتت بتابد بر این دلِ خسته‌ی ما. الهی آمین یا رب العالمین... 🌿

پ.ن.

در روزهایی که کنار مامان در بیمارستان بودم، شاهد مرگ چندین بیمار در بخش‌های مختلف بیمارستان بودم... دو سه نفر در همان یونیتی که مامان بستری بود. صدای گریه و فریاد خانواده هایی که عزیزی از دست می دادند، از تلخ‌ترین لحظات زندگی‌ام بود. خدا رحمتشان کند و به بازماندگانشان صبر عطا کند. آن لحظه‌ها برایم روشن کرد که چقدر از نعمت آرامش و سلامتی غافلیم. وقتی شب‌ها با خیال راحت در خانه سر بر بالش می‌گذاریم، عده‌ای دیگر در بیمارستان‌ها چشم بر هم نمی‌گذارند، می‌جنگند، دعا می‌کنند، و در انتظار یک خبر خوب می‌مانند. بعضی هم... دست آخر با دلی شکسته به خانه برمی‌گردند. سلامتی واقعاً بالاترین نعمت دنیاست.
خدایا، به حق این شب‌ها و اشک‌های پنهان، همه‌ی بیماران را شفا بده، و سایه‌ی مادران را از سر فرزندانشان کم نکن. 

پسندها (14)

نظرات (10)

mahsamahsa
17 فروردین 03 22:52
انشالله هر چه زودتر خوب میشن خدا همه ی مریض ها رو شفا بده
مامان پری
پاسخ
انشاالله
ممنون عزیزم
مامان آیلینمامان آیلین
27 فروردین 03 10:37
ان شالله شفای کامل و عاجل
مامان پری
پاسخ
ممنونم 🌸انشاالله
مامانیمامانی
27 فروردین 03 10:42
انشاالله به زودی خوب خوب میشن🌼
مامان پری
پاسخ
ممنونم 🌸انشاالله
مامان جونیمامان جونی
27 فروردین 03 13:03
خداوند همه ی مریض ها رو شفا بده انشااله
مامان پری
پاسخ
🌸انشاالله😇
مامان جونیمامان جونی
27 فروردین 03 13:08
یا من اسمه دواء و ذکره شفاء
مامان پری
پاسخ
😘💐
مامانیمامانی
30 فروردین 03 10:53
💐
مامان جونیمامان جونی
30 فروردین 03 10:59
انشاالله که زودی خوب بشن
مامان پری
پاسخ
انشاالله 
ممنونم
مامان منتظرمامان منتظر
30 فروردین 03 11:00
انشالله هر چه زودتر خوب میشن
مامان پری
پاسخ
انشاالله 
ممنونم
مامان تربچهمامان تربچه
24 اردیبهشت 03 14:06
خدا راشکر بابت همه چی😇
مامان پری
پاسخ
💐
مامانمامان
25 اردیبهشت 03 11:46
بلا به دور
مامان پری
پاسخ
ممنون عزیزم🌼