فاطمه جانفاطمه جان، تا این لحظه: 17 سال و 18 روز سن داره
آيلا جانآيلا جان، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
آیلین جونمآیلین جونم، تا این لحظه: 8 سال و 21 روز سن داره
یاسین جانیاسین جان، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره
ترلان گلمترلان گلم، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره
وبلاگ جانوبلاگ جان، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

من و فرشته هام...

🌸 خوش آمدید! من مامان فاطمه و آیلا هستم. این وبلاگ جایی است پر از خنده، عشق و لحظات شیرین زندگی ما با دخترانمان. 💖

چهارشنبه سوری و عید سال 99 (عکس)

بعد از سه ماه تاخیر 😉 همانطور که قبلاً گفتم چهارشنبه سوری را تو بالکن گرفتیم😍 یعنی تو منقل آتیش درست کردیم و از روش پریدیم😘 فشفشه روشن کردیم که کلی فرشته هام ذوق کردن هرچند آیلا جونم یکم دستش سوخت😔 اینم چند تا عکس از سفره هفت سین و مراسم متفاوت و کرونایی امسالمون از سال تحویل و عید و آیلایی که حوصله اش سر رفته حسابی...فاطمه هم کلاً نذاشت ازش عکسی بگیرم😐 اینم محوطه خونمون روز 7 و 8 فروردین و برف بی سابقه تو این موقع سال که همه جا را سفید پوش کرد😍   ...
26 خرداد 1399
1755 20 13 ادامه مطلب

اندر احوالات و سرگرمی های ما در ایام قرنطینه

مطالب زیادی دارم از ایام قرنطینه و کرونا و قبل اون که هنوز فرصت نکردم ثبتش کنم.... از جمله کارامون تو اوقات فراغت قرنطینه که خب با توجه به تعطیلی ادارات و مدارس و لغو مسافرتها و گردش و ...زمانش کم هم نبود... خلاصه با توجه به علاقه شدید دختر طلاها به آشپزی و پخت و پز یکی از مهمترین کارامون تو اون ایام تمرین آشپزی بود. اونم به صورت کاملا مستقل و جدا...یعنی من هر روز باید یه قابلمه برا خودم و بابایی رو گاز میذاشتم و دخترا قابلمه جدا برا خودشون و البته با نظارت من با علاقه زیاد و وصف ناپذیری آشپزی می کردن و صفر تا صد کار هم با خودشون بود😘... و الحق والانصاف که غذاهاشون خوشمزه تر می شد😋... و اما عکس از مراحل مختلف آشپزی دختر طلاهام😍کشیدن ...
21 خرداد 1399

شکستن قرنطینه شیراز بعد از 4 ماه

این روزها عجیب دلتنگ  بودیم ...دلتنگ خانه ی پدری..!!!  خانه ی پدری آنجا که همیشه و بی قید و شرط دوستت میدارند، آنجا که هر چقدر که نروی یا دیر بروی بدون سوال و گله گی منتظرت میمانند.. چه ساعت ۳ صبح بیای چه ساعت ۳ عصر از آمدنت خوشحال میشوند، درش ۲۴ساعت شبانه روز برای تو باز است. همون جایی که وقتی میگویند دلتنگند، یعنی واقعا دلتنگ اند. در خانه ی پدری، تو همیشه جوان و زیبا و منحصر بفردی، خانه ی پدری امن ترین و راحت ترین جای دنیاست حتی اگر پدر و مادرت خیلی پیر باشند یا نباشند... دلم می خواست بی هیچ بهانه ای به خانه پدری بروم... بی هیچ اشاره و اطلاعی ، بی مقدمه ، ناگ...
7 خرداد 1399

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت........صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَكْبَرَ وَ يَا عِيدَ أَوْلِيَائِهِ. السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَكْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ وَ يَا خَيْرَ شَهْرٍ فِي الْأَيَّامِ وَ السَّاعَاتِ. السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِيهِ الْآمَالُ وَ نُشِرَتْ فِيهِ الْأَعْمَالُ. بدرود اى بزرگترين ماه خدا، و اى عيد دوستان خدا! بدرود اى گرامي ترين وقت هائى كه مصاحب و يار ما بودى، و اى بهترين ماه در روزها و ساعتها.  بدرود اي ماهى كه آرزوها در تو نزديك بود  و اعمال نيك پراكنده و فراوان. ماه مهماني خدا با همه ي زيبايي هايش طي شد. خواب هايی كه عبادت بود و چشم هايی كه خواب نرفت؛ سحري هايي كه ديدي...
3 خرداد 1399

اولین شب قدر رمضان 1399...

امروز 19 رمضان هست و دیشب اولین شب احیاء ....راستش عنوان مطلبم فکر کنم یکم مشکل داره چون دیشب دیدم یه حاج آقایی از مشهد تو تی وی صحبت می کرد و میگفت که نگید اولین یا دومین و سومین شب قدر، چون شب قدر فقط یک شب هست در هر سال، که احتمال زیاد یکی از این سه شب 19، 21 یا 23 رمضان میشه و طبق روایات و احادیث به احتمال بیشتر شب بیست و سوم ماه مبارک هست...میگفت باید بگیم شب اول احیاء چون دستور رسیده که تو این سه شب بیدار بمونیم و شب زنده داری کنیم که این خودش مستحب اول هست و چه بهتر که به دعا و مناجات و راز و نیاز بگذره و اگه مثلا کسی احیاء بگیره و کتاب هم بخونه اشکالی نداره و همین بیدار موندن خیلی خوبه و ثواب داره. به نظرم جالب بود حرفاش..ب...
24 ارديبهشت 1399

عکس / زمستان 98...

10 بهمن ماه، اطراف شیراز... میرفتیم برای بله برون خاله جونی/ یادش بخیر عجب برفی بود🙂 از بعد اون روز تا به امروز بخاطر کرونا نرفتیم خونه آقا و آنا دیگه ( دقیقاٌ سه ماه و نیم)😔 اینم آیلین عزیزم و یاسین جان  ولایت بابایی با هوای بهاری هفته بعدش...این همه تفاوت در آب و هوا به فاصله دو ساعتی از هم😍 اوایل اسفند و قبل از شیوع گسترده کرونا و قرنطینه- باز هم ولایت بابایی و اما در آخر 22 بهمن و اولین تجربه شرکت دخترای گلم تو راهپیمایی😍   ...
23 ارديبهشت 1399

اردیبهشتی عزیز ما؛ آیلای شیرین زبون و قشنگم تولدت مبارک!

امروز 18 اردیبهشت هست و تولد 6 سالگی آیلا طلام... 😍لبخند اردیبهشت😍 روی لب ‌های توست تو که میخندی برایم زمین چیزی از بهشت کم ندارد… 😍دختر اردیبهشتی من تولدت مبارک😍 اگه الان اوضاع عادی بود و اگه این کرونای لعنتی نبود حتما امشب بعد از افطار برا دخترم جشن میگرفتیم، دوستاش دعوت می کرد و دور هم کلی خوش میگذروندن ولی چه کنیم که مجبوریم تولد را بدون دعوتی بگیریم و کیک هم خودمون تو خونه درست کنیم...یه تولد ساده و جمع و جور خانوادگی😍. (امروز 13 ماه مبارک رمضان هست). اینم عکس از  کیک نصف شده باباپز برای آیلا جونیم که بعد بریدنش یادمون افتاد عکس نگرفتیم😅 انشاالله سالهای ...
18 ارديبهشت 1399

این روزهای ما....

سلام بر همگی .. اول از همه سال نو مبارک، امیدوارم در سالی که به قولی آخرین سال قرن هست همگی در صحت و سلامت کامل باشن چرا که الحق و الانصاف سلامتی از هر چیزی مهمتره.  کلی حرف دارم برا دخترام از این روزهای قرنطینه، از عیدی که متفاوت تر و غمگین تر از هر عیدی بود، بهاری که از راه رسید ولی سردتر و تاریکتر از هر زمستانی بود و هست، ولی چاره ای نبود چون یه مشکل سراسری و جهانی بود و البته همچنان ادامه داره....یادمه اوایل میگفتن دو هفته تو خونه بمونید ولی کم کم با اوج گرفتن انتشار ویروس لعنتی گفتن کلا تو خونه بمونید و جز در مواقع اضطرار از خونه خارج نشید...بعد بعضی شهرها قرنطینه شد و عبور مرور محدود و با کنترل شدید،...
2 ارديبهشت 1399

کرونا و سهم ما از استانبول

اگه خبری از این ویروس لعنتی نبود به احتمال زیاد ما الان باید سوار هواپیما بودیم و در حال رفتن به استانبول.... هرچند کسی از آینده و حکمت کارها خبر نداره..... بدون شرح ​​​​​​ این هم واچر هتلمون که قرار بود دخترا با خاله جونشون هم اتاق باشن😐   ...
9 اسفند 1398

روزهای کرونایی و ضد حالش برای ما

تقریبا چند هفته ای هست که زمزمه های کرونا و وحشت ابتلا به کرونا و مرگ و احتمال قرنطینه شدن و ... شروع شده و در هفته و روزهای اخیر به بیشترین حد از استرس و نگرانی تو خانواده ها و شهر ها رسیده. مخصوصا با خبر تعطیلی یک یا دو هفته ای مدارس و دانشگاه ها در استانهای مختلف و افزایش شمار قربانیان و مبتلایان به این ویروس بد قلق و چغر و احتمال ادامه تعطیلی مدارس تا 16 فروردین سال بعد، نگرانی بیشتر و اوضاع بدتر و وخیم تر شده. خب بالتبع ما هم درگیر این شرایط شدیم. به نظر من قسمت ناراحت کننده تر مربوط میشه به واکنش برخی از افراد بی وجدان و سودجو در این برهه زمانی حساس که با سوءاستفاده از وضع موجود، اقدام به گرانفروشی و احتکار اقلام مورد نی...
5 اسفند 1398