فاطمه جانفاطمه جان، تا این لحظه: 17 سال و 27 روز سن داره
آيلا جانآيلا جان، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 15 روز سن داره
آیلین جونمآیلین جونم، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه سن داره
یاسین جانیاسین جان، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
ترلان گلمترلان گلم، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 13 روز سن داره
وبلاگ جانوبلاگ جان، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 29 روز سن داره

من و فرشته هام...

🌸 خوش آمدید! من مامان فاطمه و آیلا هستم. این وبلاگ جایی است پر از خنده، عشق و لحظات شیرین زندگی ما با دخترانمان. 💖

قسمت دوم....

حدود ساعت 9:30 شب خاله صفو زنگ زد كه ني ني دنيا اومد و حال دو تاشون خوبه..به خاطر مشكلي كه پيش اومده بود خاله سزارين شده بود اون هم با بيهوشي كامل...گفت صديق تو اتاق عمله و به هوش نيومده ولي حالش خوبه خدا را شكر..گفتم خب دختره يا پسر؟ . آخه جوجه طلاييمون بعد دو بار سونوگرافي جنسيت خودشو بروز نداده بود..گفت نميدونم راسش اينقدر دستپاچه بودم كه يادم رفت بپرسم...فوري زنگ زدم عمه رويا ..اونم گفت من پشت اتاق عملم و اينقدر نگران صديق بودم نفهميدم بچه چي هست فقط ديدم بردنش بيرون اتاق عمل و نشون من هم ندادن گفتن اول مامانش بعد بقيه!....البته خدا را شكر همين كه دو تاشون سالم بودن برامون كافي بود..به مامان و عمه فريبا دنيا اومدن ني ني را خبر دادم.......
10 شهريور 1392
1178 12 11 ادامه مطلب

26/4/1392

سلام بر شاهدخت زيباي زندگيم بدون مقدمه ميرم سر اصل مطلب.... امروز 26/4/92 يه مناسبت خاص برا من و بابايي هست.. اگه گفتي؟!!......   آفرين .....سالگرد عروسيمون ..... امسال ما وارد ششمين سال ازدواجمون ميشيم...وايييي كه قصه عشقمون چه زود به شش سالگي رسيد..خدايا شكرت!! 26 تير ماه 1387 كه اون سال برابر با 13 رجب بود من و بابايي زندگي مشتركمون رو شروع كرديم و تا امروز روزاي خيلي خوب و پر مهري را داشتيم...خداي بزرگ را شاكرم از اينكه اين موهبت را به من ارزاني داشت و من با تمام وجودم معني عشق در زندگي مشترك را احساس كردم.... امروز هشتمين روز ماه مبارك رمضان هم هست و من و باباي...
26 تير 1392
1256 12 11 ادامه مطلب

جینگ و جینگه ساز میاد از بالای شیراز میاد

سلام......... دخملی ناناسم چند روزه برگشته خونه...از مزایای همنشینی با خاله جونش یاد گرفتن این شعره که شده یه معزل برا من ..آخه هر روز چند بار باید براش بخونم اونم نه هر جور که بلدم به قول دخملی باید قشنگ بخونم یعنی با آهنگ و ریتمی که خاله صفو براش می خونده...آخه خاله صفو جون تو کار و زندگی نداشتی اینو به تاتی یاد دادی....کلی تو نت کند و کاو کردم تا تونستم کاملشو پیدا کنم و حفظش کنم! بعدش کلی تمرین کردم تا بتونم با آهنگ خودش بخونم... جینگ و جینگه ساز میاد از بالای شیراز میاد شازده دوماد غم نخور نومزدت با ناز  میاد   یار مبارک بادا ایشالله مبارک بادا یار مبارک بادا ایشالله مبارک بادا ...
23 ارديبهشت 1392
24408 12 15 ادامه مطلب

جابجايي...

سلام... از هفته پيش تا حالا مشغول جابجايي و اسباب كشي هستيم ...خيلي سرم شلوغه...به قول خاله صفو با اين همه بار و بنديل و وسيله يه ماهي طول ميكشه تا خونه جمع و جور بشه...خدا را شكر راضيم از خونه جديد..ايشالا همه اجاره نشين ها زود زود صاحبخونه بشن! الهي آمين....
2 اسفند 1391

شعر جديد...

به ذهنم رسيد اولين شعري را كه فاطمه جونی تو مهد ياد گرفته و هر روز برام مي خونه اينجا بذارم اونم به زبون شيرين خودش.... اصول دين پج دود ...(اصول دين پنج بود)  دانستنش تج دود ....(دانستنش گنج بود) اول آن تووي... (اول آن توحيد) دوم آن نبوت.. معاد سومي است دو اصل ديدر آن...(دو اصل ديگر آن) ته نزد ما شيديان.. (كه نزد ما شيعيان) راه دوايت دود...(راه هدايت بود)  عدل و امامت دود..... .....الهی قربون دخملي شيرين زبونم برم من...   ...
2 دی 1391
1015 13 13 ادامه مطلب