فاطمه جانفاطمه جان، تا این لحظه: 17 سال و 27 روز سن داره
آيلا جانآيلا جان، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 15 روز سن داره
آیلین جونمآیلین جونم، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه سن داره
یاسین جانیاسین جان، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
ترلان گلمترلان گلم، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 13 روز سن داره
وبلاگ جانوبلاگ جان، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 29 روز سن داره

من و فرشته هام...

🌸 خوش آمدید! من مامان فاطمه و آیلا هستم. این وبلاگ جایی است پر از خنده، عشق و لحظات شیرین زندگی ما با دخترانمان. 💖

ما چهار نفریم....

آیلا جونی آجی فاطمه ام 18 اردیبهشت دنیا اومد به یک دنیا شور و شوق... خدایا شکرت که بار دیگه باران رحمت خودتو شامل حالمون کردی ... ...
6 تير 1393

دخترم....

تو آمدی و خدا خواست دخترم باشی و بهترین غزل توی دفترم باشی تو آمدی که بخندی، خدا به من خندید و استخاره زدم، گفت مال من باشی خدا کند که ببینم عروس گلهایی خدا کند که تو باغ صنوبرم باشی خدا کند که پر از عشق مادرت باشی خدا کند که پر از مهر مادرم باشی همیشه کاش که یک سمت ، پدرت باشد تو هم بخندی و در سمت دیگرم باشی تو آمدی که اگر روزگارمان بد بود تو دست کوچک باران باورم باشی بیا که روی لبت باغ یاس می رقصد بیا گلم که خدا خواست دخترم باشی تو آمدی و خدا خواست از همان اول تمام دلخوشی روز آخرم باشی....... ...
2 ارديبهشت 1393
1594 13 11 ادامه مطلب

هو الباقی...

يكسال گذشت... معلم مي گفت جاهاي خالي را با كلمات مناسب پر كنيد، اما نمي دانست بعضي جاهاي خالي هيچ گاه پر نمي شوند. براي شادي روح تمام كساني كه جاي خاليشان را هيچ كس نمي تواند پر كند فاتحه و صلوات.....   فردا پنجشنبه 1/12/1392 اولين سالگرد پرپر شدن غريبانه و ناگهاني، معصومانه و مظلومانه سهيلاست كه فقط 18 سال سن داشت...   خدا به پدر و مادرش صبر بده ان شاالله     ...
30 بهمن 1392
1274 13 13 ادامه مطلب

دزد نامرد و بیحیا.....

دیروز خبری شنیدم که خیلی ناراحتم کرد و یه جورایی شوکه شدم...دیروز عصر بابایی دوره داشت و دخملی هم خواب بود.. من هم از شنیدن این خبر دپرس و نگران...کلی گریه کردم و دلم برا عمو سوخت و هم لجم گرفت از این همه بی حیایی و نامردی مردم ......... خبرشو با کمی تغییرات از وب علی جون میذارم اینجا چون واقعا حوصله تایپ ندارم... خبرهای رسیده از سمت اصفهان حاکی از آن است که اول هفته خانه عمو دکتر رو دزد زده. زن عمو رفته بوده دیدن مامانش که مریضه. شازده پسر پیش خواهرشه که تنها نباشه و ظاهرا رفته اونجا درس بخونه. صدیقه شون هم که خوابگاهه. ساعت 8:30-8 شب بوده که عمو تنها خونه بوده. دو نفر از رو دیوار می پرن تو ...
24 بهمن 1392
1392 13 11 ادامه مطلب