فاطمه جانفاطمه جان، تا این لحظه: 17 سال و 26 روز سن داره
آيلا جانآيلا جان، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره
آیلین جونمآیلین جونم، تا این لحظه: 8 سال و 29 روز سن داره
یاسین جانیاسین جان، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره
ترلان گلمترلان گلم، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره
وبلاگ جانوبلاگ جان، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 28 روز سن داره

من و فرشته هام...

🌸 خوش آمدید! من مامان فاطمه و آیلا هستم. این وبلاگ جایی است پر از خنده، عشق و لحظات شیرین زندگی ما با دخترانمان. 💖

این روزهای ما....

سلام بر همگی .. اول از همه سال نو مبارک، امیدوارم در سالی که به قولی آخرین سال قرن هست همگی در صحت و سلامت کامل باشن چرا که الحق و الانصاف سلامتی از هر چیزی مهمتره.  کلی حرف دارم برا دخترام از این روزهای قرنطینه، از عیدی که متفاوت تر و غمگین تر از هر عیدی بود، بهاری که از راه رسید ولی سردتر و تاریکتر از هر زمستانی بود و هست، ولی چاره ای نبود چون یه مشکل سراسری و جهانی بود و البته همچنان ادامه داره....یادمه اوایل میگفتن دو هفته تو خونه بمونید ولی کم کم با اوج گرفتن انتشار ویروس لعنتی گفتن کلا تو خونه بمونید و جز در مواقع اضطرار از خونه خارج نشید...بعد بعضی شهرها قرنطینه شد و عبور مرور محدود و با کنترل شدید،...
2 ارديبهشت 1399

کرونا و سهم ما از استانبول

اگه خبری از این ویروس لعنتی نبود به احتمال زیاد ما الان باید سوار هواپیما بودیم و در حال رفتن به استانبول.... هرچند کسی از آینده و حکمت کارها خبر نداره..... بدون شرح ​​​​​​ این هم واچر هتلمون که قرار بود دخترا با خاله جونشون هم اتاق باشن😐   ...
9 اسفند 1398

روزهای کرونایی و ضد حالش برای ما

تقریبا چند هفته ای هست که زمزمه های کرونا و وحشت ابتلا به کرونا و مرگ و احتمال قرنطینه شدن و ... شروع شده و در هفته و روزهای اخیر به بیشترین حد از استرس و نگرانی تو خانواده ها و شهر ها رسیده. مخصوصا با خبر تعطیلی یک یا دو هفته ای مدارس و دانشگاه ها در استانهای مختلف و افزایش شمار قربانیان و مبتلایان به این ویروس بد قلق و چغر و احتمال ادامه تعطیلی مدارس تا 16 فروردین سال بعد، نگرانی بیشتر و اوضاع بدتر و وخیم تر شده. خب بالتبع ما هم درگیر این شرایط شدیم. به نظر من قسمت ناراحت کننده تر مربوط میشه به واکنش برخی از افراد بی وجدان و سودجو در این برهه زمانی حساس که با سوءاستفاده از وضع موجود، اقدام به گرانفروشی و احتکار اقلام مورد نی...
5 اسفند 1398

روز مادر مبارک.

دیروز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر بود.  فرشته های قشنگم اینجوری من را غافلگیر کردن😘 عصر از سرکار که برگشتم خونه اولش آیلا جونم با تبلت اومد به استقبالم و گفت مامان سلام😘 روزت مبارک. بعد متوجه شدم تا داره با تبلتش همزمان فیلم میگیره😍😘. بعدم فاطمه جونم با این بسته ها اومد و گفت مامان سورپرایزززز😘 من به فدای شما دخترای گلم که همه کارها را خودتون تنهایی و بدون اطلاع بابایی انجام دادین😘 دخترام بس به پیکسل علاقه دارن تو کادوهای منم پیکسل گذاشتن😅 نقاشی آیلا که تو مدرسه با کمک مربی کشیده و برام آورده بود😘 اینم نقاشی و نامه که فاطمه جونیم برام نوشته و کادو کرده😍😘 از پس انداز خودشون ...
27 بهمن 1398
1179 20 16 ادامه مطلب

روز مادر مبارک.

دیروز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر بود.  فرشته های قشنگم اینجوری من را غافلگیر کردن😘 عصر از سرکار که برگشتم خونه اولش آیلا جونم با تبلت اومد به استقبالم و گفت مامان سلام😘 روزت مبارک. بعد متوجه شدم تا داره با تبلتش همزمان فیلم میگیره😍😘. بعدم فاطمه جونم با این بسته ها اومد و گفت مامان سورپرایزززز😘 من به فدای شما دخترای گلم که همه کارها را خودتون تنهایی و بدون اطلاع بابایی انجام دادین😘 دخترام بس به پیکسل علاقه دارن تو کادوهای منم پیکسل گذاشتن😅 نقاشی آیلا که تو مدرسه با کمک مربی کشیده و برام آورده بود😘 اینم نقاشی و نامه که فاطمه جونیم برام نوشته و کادو کرده😍😘 از پس انداز خودشون ...
27 بهمن 1398

یه هفته شلوغ با آخر هفته عالی و مراسم خواستگاری ته تغاریمون؛ خاله جون جونی

سلام بر پرنسس های نازم. بدون هیچ مقدمه ای ..... هفته گذشته اکثراً بارندگی بود و بیشتر هم به صورت برف که ظاهراً اوضاع بیشتر شهرها همین بوده. بخاطر سرمای شدید و یخبندان هم دو سه روزی مدارس تعطیل و اون یکی دو روز هم تق و لق و نیمه تعطیل بودن. آیلا چند روزی مریض بود و تب شدید داشت و هنوز هم درگیر عوارض بعدش هستیم. یعنی خیلی بی اشتها و کلاً بد غذا شده.... شیراز هم بعد از چندین سال برف حسابی اومد و هنوزم هم آثارش هست مخصوصا اطراف شهر خیلی جاها سفید پوشه.... روز دوشنبه ساعت حدود 5 عصر هم یه زلزله 5/4 ریشتری اطراف شیراز اومد که چون نزدیک بود و عمق اون هم کم بود تو شیراز هم کامل حس شد. و من که چند بار جاهای مختلف تجربه کردم به نظ...
12 بهمن 1398

پارک مشاغل

دیروز آیلا جونم با دوستاش رفتن پارک مشاغل و بازی. خدا را شکر حسابی خوش گذشته تا حدی که قراره اولین فرصت خودم دوباره ببرمش. 😘 این عکسها را خانم مربی مهربون برام فرستاده😍   خانم دکتر کی بودی😘 خانومش میگفت بیشتر از همه از آشپزخونه خوشت اومده عزیزم😘 قربونت برم که برعکس مامانی😉   ...
25 دی 1398